محمد تقي جعفري
241
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
مكر كردن قوم اعتراض ترجيه بر انبياء عليهم السلام ( ( 2948 ) ) قوم گفتند ار شما سعد خو ديد نحس ماييد و ضديد و مرتديد ( ( 2949 ) ) جان ما فارغ بد از انديشه ها در غم افكنديد ما را و عنا ( ( 2950 ) ) ذوق جمعيت كه بود و اتفاق شد ز فال زشتتان صد افتراق ( ( 2951 ) ) طوطى نقل و شكر بوديم ما مرغ مرگ انديش گشتيم از شما ( ( 2952 ) ) هر كجا افسانهء غم گستريست هر كجا مسخى نكالى مؤخذيست ( ( 2954 ) ) در مثال و قصه و فال شماست در غم انگيزى شما را مشتهاست تفسير ابيات قوم سبا گفتند : اگر هم شما براى خود ستارهء سعد و خوشبختى هستيد ، اما براى ما نحس و ضد و مرتديد . پيش از آن كه شما در ميان ما ظهور كنيد ، جان ما از انديشه ها فارغ بود ، شما هستيد كه ما را در اندوه و مشقت غوطه ور ساختيد . ما پيش از شما طعم اجتماع و اتحاد را مىچشيديم ، شما آمديد و با آن فال زشتتان در ميان ما جدايىها افكنديد . ما طوطيان نقل و شكر خور بوديم ، اكنون به وسيلهء دعوتشما مرغانى گشتهايم كه در انديشهء مرگ و ما وراى مرگ غوطه مىخوريم . به هر كجا مىنگريم افسانه هايى را مىبينيم كه غم و اندوه مىگستراند به هر سو كه مىرويم با صداهاى زشت و منكر روبرو مىشويم . به هر طرف كه مىرويم فال بد شما را پر كرده و به همه جا كه مىنگريم ، نفرين شما مسخ و سقوطها به بار آورده است . اين تيره روزىها همه و همه ناشى از مثال زدن و قصه گويى و فال بد زدن شما است . شما علاقهء زيادى به غم انگيزى داريد